بشری....
اریک فروم

عشق نسنجیده می گوید: دوستت دارم زیرا به تو نیاز دارم،

عشق سنجیده می گو ید: به تو نیاز دارم زیرا دوستت دارم.

2:27 PM | بشری | نظرات [14] | نسخه قابل چاپ
نم نم !

آیدا هنوز شیر می خوره و از اونجایی که شنبه دو ساله می شه، باید ترکش داد.

توضیحات : آیدا وقتی می خواد شیر بخوره می گه : آیدا نم نم می خواد ! (اسم نم نم رو هم خودش گذاشته. دلیلشم اینه که وقتی شیر می خوره صدای نم نم می ده دهنش!)

مامان : آیدا نم نم و بندازیمش دور ؟!

آیدا : نههههه ! افه ! (* حیفه )، نم نم ایلی مُشیده ! (نم نم خیلی مفیده)

 

11:43 AM | بشری | نظرات [4] | نسخه قابل چاپ
colleague

از بهونه گیری کردن بدم میاد....

از اینکه ناراحتیامو، دل نگرانیامو، دلتنگیام؛ غصه هام به کسی بگم ... حتی از گفتنش تو بلاگم بدم میاد....

واسه همین سعی می کنم یا هیچی ننویسم یا اگه چیزی می نویسم، یه چیزایی باشه که شادم کرده  و دوست دارم تو ذهنم بمونه...

از آدمایی که پر از امیدن خوشم میاد... از آدمایی که امیدوارن و سعی می کنن بدون اینکه تو چیزی ازشون بخوای، به تو هم امید بدن بیشتر خوشم میاد...

دلیل اینکه زیاد از همکارام می گم اینه که اولأ به شدت از خدا ممنونم که بهترین همکارا و رئیس رو بهم داده... عین بهترین دوستام توی تمام دوران تحصیل و خونوادم

ثانیأ من الان یک سال و نیمه که حداقل 8 ساعت از روزامو با اونا می گذرونم. پس مطمئنأ بیشتر حرف دارم از اونا. اونم نه حرفای ناامید کننده  و غصه دار.

الانم همه شون رفتن تهران مأموریت. یکیشون قبل از اینکه بره بهم گفت: خانوم ش... من دیشب خوابتو دیدم؛ یادت باشه واست تعریف کنم! ولی فرصت نشد.

اون متن پست پیش رو هم اون ته دفترم واسم نوشت.

آقای الف عین برادرمه. وافعأ می گم. خیلی راهنماییم می کنه. تو همه چیز. هر سؤالی که ازش بپرسم با صبر  و حوصله بهم جواب می ده. از سیاست و آب و هوا و آدمای اداره و ساختن شخصیتی گرفته تااااااااا اشکالا و ایرادای کار. اطلاعاتش واقعا کامله. از هر قسمت کار که ازش بپرسی همه چی رو می دونه. داره واسه امتحان فوق می خونه. تحصیلات خیلی واسش مهمه  واقعا هم علاقه داره به ادامه دادنش. امیدوارم موفق باشه. یه نی نی داره به اسم ایلیا که 4 ماه از آیدا کوچیکتره. خیلی نازو خوشگله.

آقای سین هم خیلی آدم جالبیه. یه همچین شخصیتی رو عین آقای الف تا حالا ندیده بودم. نمی ذاره هیشکی به حریمش وارد بشه در عین حال خیلی هم صمیمیه با همه. تو همه قشری دوست داره.... عاشق سفر و رانندگی تو جاده است. کافیه یه روز تعطیلی داشته باشیم که اون بره مسافرت. واقعا آدم باهوشیه. اگه بخواد همچین دقیقه تو کاراش که اگه یه چیزی رو داد دستت 100% مطمئنی که درسته. خیلی راحت از چهرت احساستو و چیزی که تو قلبته رو می فهمه. فرقش با آقای الف اینه که آقای الف با اینکه می فهمه چیزی نمی گه اما اون می شینه کنارت و باهات حرف می زنه و آرومت می کنه! خلاصش اینه که برخلاف خیلی از مردا هم ابراز احساسات رو بلده، هم کنترلشو هم لذت بردن از زندگیو. آدمو جذب می کنه البته اگه کنارش باشی والا بهت اصلا رو نمی ده.

آقای لام خیلی وقت نیست که اومده با ما. ولی اونم خیلی آدم جالبیه از اون دسته آدماییه که خیلی تلاش می کنه. اگه بخواد یه کاری رو انجام بده تمام تلاششو می ذاره روش  معمولا هم برنامه های بزرگی رو می نویسه. مهربونه. یه خورده به نظرم خجالتیه. از همه چی سر در میاره. همه چی می دونه.... البته معمولا Subject هاش کاریه. اگه بخواد راهنماییت کنه عین یه همکار بزرگتر  باسابقه راهنماییت می کنه. یه محدوده ای داره که آقای لاف و سین فقط بهش نفوذ کردن. نمی دونم چطوری منظورمو بفهمونم... شایدم اونم مثل منه... نمی دونم ولی اونم خیلی خوب و مهربونه.

بطور خلاصه هر سه شون واقعا آدمای فوق العاده ای هستن و آدما رو جذب می کنن. شخصیت های خیلی جالب و قشنگی دارن. یادمه اولین روزی که رفتم سرکار، بهم گفتن نگران شناختن آدما نباش... چون مهمترین آدمای اداره همیشه به این اتاق رفت و آمد دارن و حقیقت هم جز این نبود. انقد رفت و آمدشون زیاده به اینجا که من باور نمی کردم اینا همشون مدیرای بخشای مختلف هستن! دلیل اومدنشون هم کاری نبود. تنها دلیلشون بودن این 3 نفر بود.

3 تایی واقعا با هم match هستن... به شدت ... به شدت....

یادش به خیر.... روزی که رفتم سر کار واسه مصاحبه. رئیس فعلیم ازم مصاحبه کرد. منم بهشون جواب دادم. به جز اون 3 نفر دیگه هم تو اتاق بودن. یکی شون آقای سین بود. وقتی داشتم می رفتم اومد دنبالم بهم گفت از حرفاش نترس. اون بهترین رئیسه و بدون بهتر از اینجا جایی گیرت نمیاد. اون موقع نمی شناختمش. فک می کردم یه آدم معمولیه. نمی دونستم قراره یکی از بهترین همکارام باشه. آقای الف هم که فامیلمو که پرسید همون اول شناختم... تمام فک و فامیلمو واسم ردیف کرد و من بسی خوشوقت شدم که انقدددد famous هستم !

این پستم همش درمورد همکارام شد. یه روزی میام از دوستام می گم... اگه اشکال نداشته باشه ها !

11:21 AM | بشری | نظرات [2] | نسخه قابل چاپ
Image and video hosting by TinyPic
10:05 PM | بشری | نظرات [0] | نسخه قابل چاپ


آخرین یادداشت ها
سال جدید !
Happy New Year
ممنوعه های ذهنم....
[ بدون عنوان ]
اریک فروم
نم نم !
colleague
[ بدون عنوان ]
30/10/86
[ بدون عنوان ]
Flowers..
لیلا
شیپس!!
HOwdy?!?
آیدا

آرشیو
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387

موضوع بندی

لینک های روزانه
پاراکلیت
صمیم و علی
گیلاس  خانومی
گیلاس
قلب یخی
مهستان
ساینا و سام

لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
رسپینای عزیزم
بشینای عزیزم
ساینای عزیزم
ناهید عزیزم

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
بشری....

خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان:
7188

طراحی قالب:

POWERED BY
BlogSky.com